پاییز عاشق

متن مرتبط با «پنج» در سایت پاییز عاشق نوشته شده است

21.2.96 پنج شنبه صبح

  • نیلوبلاگ

    21.2.96 پنج شنبه صبح صبی رفتم با حمید دنبال کار ازوجا اس دادم بهت گفتم میام هارد میگیرم دیگه اومدم یه مشتری داشتی رف هارد و آیپاد بهم دادی و علیرضا هم اومد دیگه حال احوالی کردیمو گفتی حمید منتظره برودیگه رفتمممم مرسی عزیزوی منننن عاشقتمم عاااااشق پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ ♦ 9:45 ♦ عشقولیه احمد ♦ ...

    ادامه مطلب
  • 27.8.95 پنج شنبه صبح

  • نیلوبلاگ

    امروز صبح حواسم نبود فک کردم نیسی خخخخخ مث روزایی ک نیستی هندزفری زدمو راه افتادم رسیدم سرکوچه دیدم اقامون رسید خخخخ گفتم مگه تو امرو کلاس نداشتییییییییی گفتی اره خو 8.15 هههه گفتی واست نیستاااااااااااا حواس پرت شدی دیگه رفتیم کوچه شرکت وایسادیم دو ماچ تقدیم شما کردم دیگه نشددددددد اخه ی اقاهه اومد وایساد پشت سرمون میخ تو ماشین دیگه رفتیم جلو ک من پیاده شم بازم نشد ماچی بدم چون اقاهه پیاده شد خخخخ دیگه منم لفتم دیگه بدون ماچ خدافسی قربونت برم من اشکال نداره ظهر میای جبران میکنی خخخخ فداتمممممممم...

    ادامه مطلب
  • 13.8.95 پنج شنبه

  • نیلوبلاگ

    امروز قراره بشه ی روز خوووووووووووووب میخوایم تا شب باهم باشیممممممممممxa0 صبی اقامون خول موجل کرده بود پیراهن آبی که بهت میاد پوشیده بودی فدات بشم الهییییییییییی بوس بوس و بغل ظهرم ک میای پیشم تا شبببببببچ شود دوستت دارم هوارتا...

    ادامه مطلب
  • 15.7.95 پنج شنبه

  • نیلوبلاگ

    عصری قرار بود با بچه ها بریم بیرون که من خوابیدم گفتم بیدار شدیم هماهنگ کنیم که بریم بیدار که شدم عزیزوی من رف دوش گرفت و اومد که یهو وحید گف بریم بیرون :| نمیتونستم بگم نه :( دیگه کنسل شد برناممون منم رفتم باوحید . حمید و اعظمم اومدن رفتیم برج اول بولینگ زدیم و پارک مادرم هاکی زدیم. رفتیم ک بریم شام یعو وحید گف بریم بازار موبایل ی دوری بزنیم عزیزوی منم آیس پک بود اومد اوجاااااا دیدمشششش :x بعد رفتیم پیتزا مکث عزیز دلم باز اومد اوجاااا :x بوی عطرت تو بازار موبایل پیچیده بود عشقممممم دوست دارمممم...

    ادامه مطلب