24.2.96 یکشنبه عصر
عصری هوا بارونی شدید بود دراز کشیده بودم گوشیم تو شارژ بود توام رفته بودی کلاس. یهو صدای پیامت اومد بدو پاشدم گوشیمو برداشتم نوشتی استاد نمیاد. بعد زنگیدی گفتی بریم دور دور؟بیام دنبالت گفتم بیا. اومدی دنبالم رفتیم بسوی مسجد پیاده شدیم قدم زدیم دس تو دس چ هوایی بود چنتا عکس گرفتیم از منم گرفتی قدم زنون رفتیم یجا واسادیم بغلم کردی همیجور قدم زنون رفتیم بسوی ماشین چیپس از عقب اوردیم زدیم ب بدن چنتا بغلم زدیمو حرکت کردیم. وسط راهم هی ماچ هی ماچ خخخخخ دیگه رسوندیتم خونه و رفتیمرسی عشق من خیلی دوست دارمممممم عزیزدلمممممم عاشقتمممممممم
یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ ♦ 21:14 ♦ عشقولیه احمد ♦
پاییز عاشق...
ما را در سایت پاییز عاشق دنبال میکنید
برچسب: یکشنبه,عصر, نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:56