15.2.96 جمعه عصر خواستگارییییی

خرید بک لینک
بالاخره روزی ک میخواستیم رسید عشقم بعد از ۶ ماه و ۹روووووز صبر بالاخره رسیدیم به روزی ک میخواستیم عاشقتممممممممممم

دیروز ساعت ۶ اومدین خونمون با چیزاییکه باهم خریده بودیم با تزیین خیلییییییی خوشکلشون مرسی عزیزدلم مرسیییی عاشقتم عشقم خیلی خوشکل بودن

اومدین نشستینو من رفتم چایی اوردم گرفتم قند برنداشتی بعدشم گرفتم بابات برداشت رسیدم جلو مامانت گف نمیخورم ولی برمیدارم رسیدم جلو محمود گف نریزی روم گفتم کووفت خخخخ

دیگه تمومید و اومدم نشستم شییرینی و چایی خوردنو از همه چی حرفیدن شمام ک سر ب زیررررر خخخخخ

دیگه سعید بالاخره شرو کرد گف مناظره کی شرو میشه دیگه حمید حرفید مامانت مامان بزرگمو بالاخره شرو شد و پاشدن چادر ب سر من کردنو انگشترو دستبندو ... واقعا بهم رسیدیما احمددددددد باورت میشه عشقم؟؟؟؟؟

میوه هم خوردن ملت و دیگه حمیده عکس گرف بعد سعید عکس میگرف تو میگفتی گوشیو بگیر ازش خخخخ خیلی خوش گذش

حمیده میخواس اذیتت کنه اومد جلوت نشست هرچی نگات میکرد سرت پایین بود هی من بهت علامت میدادم حمیده رو نگا کن خخخخ بسی خندیدیم

بالاخره تمومید و رفتین

منم لباسا خوجلمو ک اقام واسم خریده بودو پوشیدم و اومدی دنبالممممممم رفتیم ژوبیییین دوتایی ست زرشکی سفید اوف اوف عاشقتم مننننن عشق منننن

بشقاب ژوبینو سفارش دادیم نشستیم عکس گرفتیم و غذا اماده شد خوردیم رفتیم بسوی ماشین از ستمون عکس نداشتیم وایسادیم کنار دیواری خخخخ عکس سلفی گرفتیم چنتا بعدشم رفتیم بسوی خونه تو کوچه ای وایسادیم اولین ماچ خواستگاریو انجام بدیم نشد :( هی ماشین میومد دیر وقتم شده بود

دیگه رفتیم خونه خدافسی نمودیم

عاشقتم زندگیه مننننننن نفس من عمر منننننن رسیدیم بهم بالاخرههههه دوست دارم عشقممممممم

شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ 10:29 عشقولیه احمد

پاییز عاشق...

ما را در سایت پاییز عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: جمعه,عصر,خواستگارییییی, نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:56

صفحه بندی