15.7.95 پنج شنبه

خرید بک لینک
عصری قرار بود با بچه ها بریم بیرون که من خوابیدم گفتم بیدار شدیم هماهنگ کنیم که بریم بیدار که شدم عزیزوی من رف دوش گرفت و اومد که یهو وحید گف بریم بیرون :| نمیتونستم بگم نه :( دیگه کنسل شد برناممون منم رفتم باوحید . حمید و اعظمم اومدن رفتیم برج اول بولینگ زدیم و پارک مادرم هاکی زدیم. رفتیم ک بریم شام یعو وحید گف بریم بازار موبایل ی دوری بزنیم عزیزوی منم آیس پک بود اومد اوجاااااا دیدمشششش :x بعد رفتیم پیتزا مکث عزیز دلم باز اومد اوجاااا :x بوی عطرت تو بازار موبایل پیچیده بود عشقممممم دوست دارمممممم خیلیییییی شب خوبی بوووود خیلیییییی :x

پاییز عاشق...

ما را در سایت پاییز عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 14:32

صفحه بندی